ِشبنم-ژاله-تعریق -تعرق

ِشبنم-ژاله-تعریق -تعرق      

شبنم (Dew) رطوبتی است متراكم كه به صورت قطراتی روی اشیاء و سطوح مختلف اعم از گياه، تار عنكبوت، سنگ و غيره مشاهده می‌گردد. در شب‌های صاف و آرام، زمین از طریق تشعشع خود به سرعت سرد شده و در نتیجه درجه حرارت آن از هوای مجاور كمتر می‌شود در نتیجه هوای اطراف كه خنك شده، در نتیجه تماس با زمین تا نقطه شبنم سرد می‌شود. لازم به یادآوری است كه به احتمال قوی این امر در لایه بسیار نازكی از هوا و حدود چند سانتی‌متر قبل از برخورد با زمین بوقوع می‌پیوندد. در نتیجه سرد شدن زیادی در زیر نقطه شبنم، بخار آب مازاد در هوا متراكم می‌شود

* شبنم ايجاد شده بر روي سطح بدن يك حشره

شرایط ژاله (Frost) و شبنم عملاً با یك استثناء همسانند. شبنم زمانی كه پدیده تراكم در روی اشیاء سرد فوق نقطه انجماد بوجود آید تشكیل می‌شود در صورتی كه ژاله زمانی كه تراكم در زیر دماهای نقطه انجماد رخ می‌دهد تشكیل می‌شود. تحت چنان شرایطی، رطوبت هوا مستقیماً از حالت بخار به حالت جامد، بدون گذشتن ازحالت مایع، تغییر شكل می‌دهد. به این ترتیب ژاله پدیده متبلوری است كه به شكل فلس، سوزن، و پر مرغ در شب‌های سرد، بر روی سطح زمین، گياهان و اشیاء بوجود می‌آید

خروج آب از گیاه به صورت مایع تعریق نامیده می‌شود. در شرایطی که سرعت جذب آب بالا، ولی تعرق پایین است، پدیده تعریق به علت افزایش فشار ریشه‌ای در گیاهان قابل مشاهده مي‌باشد. تعریق از راه روزنه‌های ویژه ای به نام روزنه آبی که در منتهی‌الیه آوندهای چوبی قرار دارند انجام می‌شود. دهانه این روزنه‌ها همواره باز است

 

شبنم عمدتاً در شب تشکیل شده و منبع آبی که آن را تشکیل می‌دهد همان بخار آب موجود در اتمسفر است. اما تعریق در اثر فشار ریشه‌ای ایجاد شده و منبع تأمين‌كننده آب آن نيز، آب موجود در سلولهاي گياهي است كه از طريق روزنه‌هاي آبي اين پديده امكان‌پذير خواهد بود

گياهان مقداري آب از طريق برگها و ساقه از دست مي‌دهند كه به آن تعرق (transpiration) گويند. در واقع قسمت عمده آب جذب شده در ريشه‌ از طريق تعرق از گياه خارج مي‌شود. سرعت تعرق تحت تأثير عوامل محيطي نظير باد، هواي خشك و نور شديد افزايش خواهد يافت. تعرق علاوه بر خنك كردن گياه، سرعت جذب مواد غذايي در ريشه را افزايش مي‌دهد

منبع:گیاه شناسی وآزمایشگاه وزیست شناسی تبریزسلیمان محبی

روشهای ازدیاد گیاهان

روشهای ازدیاد گیاهان علوم گیاهی (cached) دید کلی هدف علم ازدیاد گیاهان ، افزودن به تعداد گیاهان با حفظ ویژگیهای ارزشمند آنها می‌باشد. برای این منظور گیاهان به روشهای جنسی (Sexual) و یا غیر جنسی (Asexael) تکثیر می‌شوند. اکثرا در طبیعت ، گیاهان از طریق بذر به ادامه نسل می‌پردازند. هر کدام از بذرها از نظر ژنتیکی ساختار منحصر به فرد خود را دارند که ناشی از آمیختگی والدین می‌باشد. برای تولید مثل موفق گیاهان توسط انسان سه جنبه مختلف مورد نظر می‌باشد. داشتن اطلاعات عملی و مهارتهای لازم جهت ازدیاد گیاهان ، نظیر کشت بذر ، نهال و نشا ، پیوند زدن ، تهیه قلمه و ریشه‌دار کردن آن هنر ازدیاد نباتات بشمار می‌آید، داشتن اطلاعات لازم در مورد رشد و نمو ساختار گیاه و شرایط رشد که علم ازدیاد گیاهان محسوب می‌شود. جنبه سوم ، داشتن اطلاعات کافی در مورد روشهای ازدیاد گونه‌های مختلف گیاهی می‌باشد. تکثیر جنسی گیاهان تکثیر جنسی گیاهان شامل ترکیب یاخته‌های جنسی نر و ماده و تشکیل بذر می‌باشد. تکثیر جنسی با نصف شدن و کاهش کروموزومی گامتهای نر و ماده ، آغاز می‌شود و بعد از لقاح تعداد کروموزومها به تعداد اولیه افزایش می‌یابد و با بوجود آمدن ژنوتیپهای جدید همراه است. شکل ظاهری (فنوتیپ) گیاه و انتقال صفات از نسلی به نسل دیگر توسط ژنها تعیین می‌شود. فرآیند زایشی گیاه فرآیند زایشی گیاه با تشکیل گل ، آغاز می‌شود و این تغییرات شامل گل انگیزی ، گل آغازی ، اختصاصی شدن و تشکیل گل و شکوفایی است. از ترکیب گامتهای نر و ماده ابتدا تخم حاصل می‌شود و تخمک تلقیح یافته به دانه تبدیل می‌شود. تخم دارای خاصیت "خود تولیدی" بوده و حاوی اطلاعات ژنتیکی مورد نیاز برای تولید یک گیاه کامل می‌باشد. عواملی همچون دما ، طول روز ، هورمونهای گل انگیزی و تغذیه گیاه در تمایز و تشکیل گل ، دخالت دارند. تشکیل بذر دانه‌های گرده بعد از جوانه زدن بر روی کلاله ، لوله گرده را حاصل می‌کنند. لوله گرده پس از عبور خامه وارد تخمدان شده و در نهایت به کیسه جنینی رسیده و عمل لقاح صورت می‌گیرد. لوله گرده حاوی دو هسته جنسی میباشد. یکی از هسته‌ها با تخمزا ترکیب شده و تخم دیپلوئید حاصل می‌شود. هسته دیگر با هسته ثانویه کیسه جنینی ترکیب شده و آندوسپرم ترپپلوئید را بوجود می‌آورد. پوششهای تخمک بعد از لقاح و در حین رشد و نمو بذر ، تغییر حالت داده و پوسته بذر را حاصل می‌کنند. بذر شامل جنین ، مواد غذایی و پوسته بذر می‌باشد. جوانه زدن بذر بذر تخمک لقاح یافته است و در هنگام جدا شدن از پایه مادر ، حاوی جنین ، مواد غذایی و پوسته می‌باشد. بذرهایی که از پایه مادر جدا می‌شوند رطوبت آنها کاهش می‌یابد و فعالیت حیاتی آنها در حد پایین می‌باشد. فعال شدن ماشین متابولیکی جنین موجب جوانه زنی بذر و رویش گیاه جدید می‌شود. جوانه‌زنی شامل پاره شده پوسته بذر ، ظاهر شده چند میلیمتر از ریشه‌چه می‌باشد. در جوانه‌زنی بذر نوع ویژه‌ای از مولکولهای mRNA دخالت دارند، تعادل هورمونی کنترل می‌شود و میزان اسید جیبرلیک در بذر افزایش می‌یابد. و با تولید ساقچه و برگها ، گیاه جدید تولید می‌شود. مزایای ازدیاد جنسی امکان انبار کردن بذر در شرایط مناسب و کشت آن در سالهای بعد ، ارزان و اقتصادی بودن ازدیاد توسط بذر ، عدم انتقال بیماریهای ویروسی توسط بذر ، سازگار بودن بذر به شرایط متغیر محیطی ، امکان ازدیاد اکثر گیاهان زراعی ، تکثیر پایه‌های بذری برای درختان میوه ، ازدیاد کلونهای اصلاح شده توسط بذر و ... از مزایای تکثیر جنسی گیاهان محسوب می‌شوند. تکثیر غیر جنسی گیاهان در تولید مثل غیر جنسی ، تقسیم یاخته‌ای بدون کاهش کروموزومی (میوز) اساس کار می‌باشد. بطوریکه گیاهان تولید شده حاوی اطلاعات ژنتیکی پایه مادر می‌باشند. تقسیم یاخته‌ای توسط سلولهای غیر جنسی (سوماتیک) انجام می‌گیرد. تقسیم مستقیم یاخته‌ای عامل تشکیل بافت پینه در محل زخم و باززایی و بهبود زخم است و تکثیر رویشی را بوسیله قلمه ، پیوند و خوابانیدن شاخه ممکن می‌سازد. این روش تکثیر در کشت بافت نیز مطرح بوده و می‌توان گیاهان جدید را از این طریق تولید نمود. سلول رویشی زنده گیاهان ، دارای قدرت تولید یک گیاه کامل می‌باشد و این پدیده را قدرت خودسازی (Totipotency) می‌نامند و گیاه تولید شده بطور کامل اطلاعات ژنتیکی یاخته های مادری را خواهد داشت. روشهای ازدیاد غیر جنسی گیاهان قلمه زدن قلمه قسمتی از گیاه است که معمولا حاوی جوانه بوده و بعد از جدا کردن از پایه ، در محیط کشت ریشه‌دار می‌گردد. قلمه زدن معمولترین روش ازدیاد غیر جنسی بوده که آسانتر و ارزانتر از دیگر روشهای غیر جنسی می‌باشد. گیاهان تولید شده از طریق قلمه گیری شبیه پایه مادر و شبیه یکدیگر بوده و در آنها تفرقه صفات حاصل نمی‌شود. خوابانیدن شاخه در این روش شاخه مورد نظر را قبل از جدا کردن از پایه مادر ، در محیط کشت ریشه‌دار نموده، سپس از پایه مادر جدا می‌کنند و به عنوان گیاه جدید مورد استفاده قرار می‌دهند. در شاخه‌هایی که به عنوان وسیله ازدیاد بکار برده می‌شوند، ریشه‌های نابجا حاصل میشود. پیوند زدن پیوند عبارت است از اتصال دو قطعه از بافت زنده گیاه بر روی یکدیگر که منجر به تشکیل یک گیاه مستقل می‌گردد. قسمت بالای محل پیوند را پیوندک می‌نامند. پیوندک وظیفه عمل فتوسنتز و تشکیل محصول را به عهده می‌گیرد. پایه بخش پایین محل پیوند است که قسمتی از تنه و سیستم ریشه را بوجود می‌آورد. ازدیاد بوسیله ساختارهای رویشی برخی از گیاهان نظیر گیاهان چند ساله علفی دارای ساختارهای ویژه رویشی می‌باشند که می‌توان گیاه مورد نظر را توسط این نوع ساختارها ، زیاد کرد. از این ساختارها می‌توان به پیاز ، ساقه غده‌ای ، ریزوم ، پاجوش و ... اشاره کرد. ریزازدیادی این روش شامل تولید گیاه با استفاده از قسمتهای بسیار ریز گیاه نظیر بافتها و یاخته‌ها در شرایط ضد عفونی شده و در محیط کشت مصنوعی با استفاده از سیستم درون شیشه‌ای می‌باشد. این روش را بطور کلی ، کشت بافت می‌گویند. مزایای تکثیر غیر جنسی گیاهان تولید گیاهان یکدست و متجانس و شبیه پایه مادر ، کوتاه کردن دوره نونهالی ، ازدیاد گیاهان بکربار ، کنترل شکل و مراحل رشد و گوناگونی روشهای غیر جنسی ، از مزایای این روش تکثیر محسوب می‌شود. معایب ازدیاد غیر جنسی گیاهان از معایب ازدیاد غیر جنسی پر هزینه بودن و امکان انتقال عوامل بیماریزا توسط این روش می‌باشد. از عوامل بیماریزا می‌توان به قارچها ، باکتریها و ویروسها اشاره کرد.

(( حواس در نوزادان ))     


(( حواس در نوزادان ))

 

دراولين لحظات تولد، نوزادان به صداهاي مادر پاسخ مي گويند و سايه ها را تشخيص مي دهند و تفاوت طعم ها و بوهاي خوب را كاملا مي فهمند . حتي كودكان هم از حس هاي خود لذت برده و عينا مي دانند كه چه چيزي را نگاه مي كنند ، چه چيزي را مي چشند ، چه صدايي مي شنوند و چه چيزي را مي بويند. آنها از تماس پوستشان با ديگران لذت مي برند چون اين عمل از آزاد سازي هورمونهاي فشار جلوگيري كرده و واكنش هاي ايمني را افزايش مي دهد. آنها مي توانند به صداي مادر پاسخ داده وصداي اورا از ديگر صداها تشخيص دهند. آنها مجذوب شكلها و اجسام متحرك مي شوند و قطعا مي دانند چه چيزي را براي خوردن دو.ست دارند . تمام اين استعدادها ، منعكس كننده اين واقعيت است كه در بدو تولد ، دستگاه حسي نوزاد خوب رشد كرده و توسعه يافته است . با وجودي كه خطوط عصبي براي تنظيم شدن به سالها وقت نيازمندند. در سالهاي اوليه زندگي نورونها در مغز يعني در بخش اصلي حس ها هستند . اين نورونها مداري را به وجود مي آورند كه به كودك اين توانايي را مي دهد تا بوي ياس را از بنزين ، رنگ ارغواني را از لاجوردي و صداي زبان مادري اش را از ديگر زبانها تشخيص دهد . سفر كودك به قلمرو احساسات از زماني كه درون رحم مادر قرار دارد شروع مي شود. تا پايان ماه هفتم قشر بينايي مغز به طور اصولي، عملكرد خود را شروع مي كند ، اطلاعات ديداري را به صورت تكانهاي الكتريكي منتقل مي كند ( اما نه به صورت خيلي كار آمد) تاپايان هفته دهم ، اعصاب ، حس لامسه را روي پوست جنين تقويت مي كند . تا پايان ماه چهارم قشر حسي مغز كه دريافتهاي حسي را ثبت مي كند به كار مي افتد . يك پيام آرام از شكم مادر منجر به حركت جنين مي شود . حدود 28 هفتگي ، جنين به صداهاي بلند پاسخ مي دهد . در اوايل هفته هفتم ، جوانه هاي چشايي ظاهر مي شود . با وجودي كه جنين نمي تواند بو هاي معمولي را احساس كند اما قادر هست تا آخر هفته 24 بوهايي كه در مايع آمنيوتيك ( مايه داخل رحم) است ، جذب كند . بچه ها در سال اول زندگي ، دستگاه حسي شان را تنظيم مي كنند ، در واقع ، در سه ماه اول زندگي قسمت هايي از مغز كه سوخت و ساز بيشتري دارند همين نواحي حسي  هستند ،مثل اين است كه در اين دوره هاي شكوفايي  ، توده خاكستري مغز براي درك دنياي جديد پيرامون خود ، نيمه شب نيز به سوخت و ساز مي پردازد . اطلاعات حسي ، تنها به ادراك  ختم نمي شود بلكه روي ديگر قسمت هاي مغز و عملكرد آنها تاثير متقابل مي گذارد . در بزرگسالان ، حس بويايي مي تواند قدرتمند ترين حس براي حافظه باشد. درست به محض متولد شدن نوزاد ، توانايي شناسايي بوها، كاملا وجود دارد . حس بويايي ، ابتدايي ترين و قديمي ترين قسمت مغز است . نوزاد تازه متولد شده مي تواند بوي مادرش را از ديگر بوها تشخيص دهد . وقتي نوزادي، پوست مادرش را مي بويد ، علامت اندام بويايي به مغز مي رسد و شكل دادن ارتباطات عصبي بين آن و حافظه مغزي و مراكز عاطفي آغاز مي شود . در  نتيجه ، بچه بوي مادر و پيوند آن با چيزهاي دلپذير را به خاطر مي آورد .

بچه ها در ماه دوم ياد مي گيرند كه بين بوهاي مختلف و شدت آنها ، فرق بگذارند. اين ذخاير گسترده تر شده تا اين كه كودكان نوپا مي توانند بين بوها و خاطرات ، روابط عصبي آگاهانه تري را شكل بدهند. مثلا بوييدن يك گل ،علامت هايي به دستگاه مغز مي فرستد كه در قسمتي از مغز ذخيره ميشود. حس بينايي آخرين حسي است كه به آخرين ظرفيت خودش ميرسد . در هنگام تولد ، نورون هاي قشر بينايي توسط ماده چربي پوشانده شده اند كه اين ماده باعث مي شود علايم عصبي از خطوط انتقال پيام دور بماند ، در نتيجه نوزادان تنها قادرند چيزي مثل نور و سايه را ببينند .

توجه آنها بيشتر روي اشيايي جلب ميشود كه 20 تا 38 سانتيمتر دور تر از آنها باشد . آنها صورت اشخاصي كه به آنها غذا ميدهند را مي بينند و با همين بينايي مبهم خود مي توانند اجسام  مدور را از چهار گوش تشخيص دهند. آنها عاشق نگاه كردن به چهره ديگران هستند . كودك به سه ماهگي كه ميرسد مي تواند اشيايي كه به طرفش حركت مي دهند را دنبال كند و بعد از اين مرحله به زودي خواهد توانست اشيا متحرك را به آرامي دنبال كند . بين چهار تا هفت ماهگي قوه بينايي رنگهاي كودك توسعه مي يابد و درست در همين زمان است كه اسباب بازيهايي با رنگهاي روشن و براق توجه او را به خود جلب مي كند. تا شش ماهگي درك مسافت و عمق او چنان كه انتظار ميرود كار مي كند. قوه بينايي كودك افزايش مي يابد تا نه ماهگي كه ديگر قادر خواهد بود به وضوح بزرگترها و اجسام را ببيند . انگيزش بينايي  براي رشد كو دك  خيلي مهم است . زماني كه جلوي انگيزشهاي بينايي گرفته شود ستون بينايي واقع در مغز، به درستي نمي تواند ارتباط برقرار كند. اين بدان معناست كه چيزهاي متحرك بالاي تخت بچه، بيشتر از آنكه زيبا به نظر برسند، كار انجام مي دهند . آنها باعث مي شوند كه كودك روي آنها متمركز شده بينايي خود را بهبود بخشد شنوايي نيز به تجربه بستگي دارد، بچه هاي تازه متولد شده داراي دستگاه كاملا رشد يافته شنوايي هستند و مي توانند صداهاي بلند و صداهاي كوتاه را تشخيص دهند و صداهاي بلند را به صداهاي كوتاه ترجيح       مي دهند . وقتي كه بزرگترها با بچه ها با صداي بلند حرف مي زنند، توانايي هاي شنوايي آنها با هم جور مي شود. 2تا3 ماهگي زماني است كه كودك مي تواند منبع صدا را تشخيص داده و آن را دنبال كند .

لامسه در شناخت كودكان و رشد فيزيكي آنها نقش مهمي را ايفا مي كند . حس چشايي نوزادان به قدري قوي و حساس است كه پس از خوردن يك بشقاب گل كلم، ديگر تمايلي به خوردن شير مادر ندارد . آنها مي توانند شوري و شيريني و تلخي را تشخيص دهند و اين به خاطر عملكرد مايع آمنيوتيك در رحم است كه نقش يك پل چشايي را برعهده داشته است. دانش مندان عقيده دارند كه بچه ها با طعم شيرين به دنيا مي آيند چون شير مادر طعم شيرين دارد  و ما هميشه مزه اولين غذايي را كه خورده ايم، ترجيح مي دهيم .